محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
244
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 101 فرمان عمر به كارگزار خويش دربارهء نجرانيان أبو يوسف ، ص 42 - 43 . نيز مقابله كنيد : همان مأخذ ، ص 48 - 49 . بنگريد : اشپرنگر ، 3 / 505 . يعلى بن أميّه گفت : آنگاه كه عمر بن خطّاب ( رض ) مرا به خراج سرزمين نجران - يعنى نجرانى كه نزديك يمن است - برگماشت ، به من نوشت : بنگر هر زمينى كه دارندگانش ، آن را رها ساخته و رفتهاند ، چنانچه زمينى آباد و داراى كشت و درخت باشد ( 1 ) و از آب روان يا آب باران آبيارى گردد ؛ و داراى خرما بن يا درخت ديگرى باشد ، آن را به مردم نجران ده تا در آن به كشت و كار پردازند و آبياريش كنند . دو سوم محصولى كه از آن به دست آيد ، از آن عمر و مسلمانان ، و يك سوم ديگر ، از آن نجرانيان خواهد بود ، زمينى كه با دلو بزرگ آبيارى گردد ، دو سوم محصول آن ، بهره ايشان و يك سوم ديگر ، بهرهء عمرو مسلمانان خواهد بود . زمين بىدرخت و گياه را ( 2 ) به آنان سپار تا در آن كشت كنند . آن بخش از اين زمين كه از رهگذر آب روان يا آب باران سيراب گردد ، يك سوم محصول آن ، بهرهء نجرانيان و دو سوم ديگر ، از آن عمر و مسلمانان خواهد بود ؛ و آن بخش كه با دلو آبيارى گردد ، دو سوم فراوردهاش ، از آن كشاورزان و يك سوم ديگرش ، از آن عمر و مسلمانان خواهد بود . 1 . متن « أرض بيضاء » در شرح كتاب الخراج قاضى ابو يوسف ( الرّتاج ) ، به جاى كلمهء « بيضاء » ، سوداء آمده و شارح كتاب گفته است : أرض سوداء يعنى زمين آباد و داراى كشت و درختان . به سبب سبزى درختان و كشت ، اين زمينها را سوداء گفتهاند ( الرّتاج ، 1 / 495 - 496 ) . چون عبارت الرّتاج با سياق متن ، هماهنگى بيشترى داشت ، ترجمهء اين قسمت از فرمان عمر ، از روى الرّتاج صورت پذيرفت . - م . 2 . متن « أرض بيضاء » و بياض الأرض : زمين بىگياه و ناآباد ( لسان العرب « بيض » ) ؛ الأرض البيضاء : مخالفة للنّخل و الشّجر : زمينى كه از خرما بن و درخت تهى باشد ( ابو يوسف ، ص 59 ) . - م .